کفشهایت را در بیاور
و سردی آب برکه را تجربه کن
گرمای خرداد چه بیرحم شده
خرداد همیشه بیرحم بود
یاد گذشته
کهنه محصلی که کشتزارش در آتش می سوخت
وصدایش هرگز شنیده نشد
چه هولناک بود آن زمان که زمین لرزید
و نوزادی که در آغوش مادر
و مادری که هرگز صدای نوزادش را نمی شنید
آه خرداد!
سایه سنگینت را دوست دارم
بامن بمان
و سرخی خون شقایق ها را تجربه کن.
برچسب: نویسنده: کیان جلالی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 22:57
برچسب: نویسنده: کیان جلالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:11
برچسب: نویسنده: کیان جلالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:11
برچسب: نویسنده: کیان جلالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:11
دلی، که در کوچه پس کوچه های دیوارهای کاهگلی اش، هنوز ردپای عشق و بوی خاطراتش، غوغا می کند.
دلی، که دیگر دل نیست هنگامی که هزار تکه شد بعد از شکستنش...
دلم بد دید، اما بد نکرد...بد نخواست...بد آرزو نکرد، هرچند حسودانی که به آرامشش چشم دوخته بودند، چشم دیدن اندک دلخوشیهای ظاهری اش را نداشتند.....
دل نوشته های خرداد نوشته هایم، دو و ربع نیمه شب، سارا،دوازده خرداد
برچسب: نویسنده: کیان جلالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:11