خرید بک لینک

کفشهایت را در بیاور
و سردی آب برکه را تجربه کن
گرمای خرداد چه بیرحم شده
خرداد همیشه بیرحم بود
یاد گذشته
کهنه محصلی که کشتزارش در آتش می سوخت
وصدایش هرگز شنیده نشد
چه هولناک بود آن زمان که زمین لرزید
و نوزادی که در آغوش مادر
و مادری که هرگز صدای نوزادش را نمی شنید
آه خرداد!
سایه سنگینت را دوست دارم
بامن بمان
و سرخی خون شقایق ها را تجربه کن.

برچسب: نویسنده: کیان جلالی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 22:57

این روزها،هر کسی که بعد از مدتها دیده منو،باز دیده،شوک میشه و میگه که خیلی لاغر شدی و کلا اخلاقت عوض شده و ازون سارای پر شرو شور خبری نیست........نمیدونم،شاید...اره میدونم.... این روزها مصمم تر از همیشه م...محکم تر...یه جور کینه ای تر....در برخورد با آدمای دوروبرم....نگاهم تغییر اساسی کرده و این رو

برچسب: نویسنده: کیان جلالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:11

این روزها که میگذرند، دیواری کشیده ام میان خودم و دیگران و هیچ کس اجازه ورود و گذر ازین دیوار سنگی ندارد. خودم مانده ام و تنهایی و چندین جلد کتاب که تمام روزم را میگذرانم با این حال خوب.خلوتیست پر از آرامش، زنگ ها هرچقدر که میخواهند به صدا در آیند،کسی نیست که پاسخگویشان باشد این روزها. این روزها بار

برچسب: نویسنده: کیان جلالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:11

آخرای اردی بهشته دیگه،بهشت من بود یعنی.امروز همه در تکاپوی انتخابات ایران....دیشب از کنزالمال که برگشتیم،سردرد امون نمیداد،خوابیدم صبح بیدار شدم،از شدت سردرد نمی شد چشمام رو باز کنم...ساعت دوازده به زور از جا خودم رو کندم...اما نمیشد....حالم خوب نمیشد...مدارا کردم باهاش تا طرفا ساعت چهار....دیگه به

برچسب: نویسنده: کیان جلالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:11

دلم، به تنگ آمده امشب...

دلی، که در کوچه پس کوچه های دیوارهای کاهگلی اش، هنوز ردپای عشق و بوی خاطراتش، غوغا می کند.

دلی، که دیگر دل نیست هنگامی که هزار تکه شد بعد از شکستنش...

دلم بد دید، اما بد نکرد...بد نخواست...بد آرزو نکرد، هرچند حسودانی که به آرامشش چشم دوخته بودند، چشم دیدن اندک دلخوشیهای ظاهری اش را نداشتند.....

دل نوشته های خرداد نوشته هایم، دو و ربع نیمه شب، سارا،دوازده خرداد

برچسب: نویسنده: کیان جلالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:11

صفحه بندی